امشب باز بی قرارم از نبودنت
من اینجا مینویسم با دوستانم درد دل میکنم از تو ولی ای عشق من نو نمی فهمی که من بی تو چه میکشم
از بی قراری زیاد سر کشیدم به پشت بوم
اینجا کسی بهم نمییگی واسه چی داری گریه می کنی
بهم نمیگه رضا بهونه گریه کردنت چیه
اره عشقه من این روزا وا قعا تنهام .همش میگم ........کجاست
یعنی میشه باز ببینمش
باز از دور بهت خیره بشم تا خسته بشم
ای عشقه من خیلی این روزا نگرانتم نگران ان چشمای مثل ماهت
میترسم نگرونی درسات چشمات رو تر نکنه
میترسم این شبا برات دعا میکنم که خدا کمکت کنه .
امروز دوستم بهم گفت
رضا بیا بریم یه دختر رو دیدم دختر خوبی به درد پسر خوبی مثل تو می خوره چهرهش تیپشم مرکست .
بدون شک هم می دونم که تو رو رد نمی کنه
یه نگه کوجیک به مهدی کردم گفتم
مهدی مگه یادت نیست
ارم گفت
هیچ وقت از یادم نمیره
بهش گفتم
مهدی جان
بهم گفت رضا جان بگو عزیزم
بهش اروم زیر لب با بغز گفتم

برو
گفتم بو خودم سرم رو انداختم پایین
امدم طرف خونه
خدایا من به خاطر این که ..........
رو دوست دارم
نگاهم رو از هر دختری می دزدم
3 سال زندگیم رو
همین طوری بایاد اون دارم
سر میکنم
فقط با یاد اون که اروم میشم
|